يحيى دولت آبادى

207

حيات يحيى ( فارسى )

فصل بيست و يكم احوال معارف و اوضاع حكومت ملى شايد كسى از خوانندگان كتاب من خواسته باشد بداند در اين روزگار احوال مكاتب جديد چگونه و در دوره مشروطيت معارف ما تا چه پايه ترقى يا تنزل نموده از اينجهت بطور اجمال مينويسم در اينمدت كه از عمر حكومت ملى ميگذرد وزارت علوم اغلب با صنيع الدوله و مخبر السلطنه بوده است صنيع الدوله كارى كه مىكند از انجمنهاى ملى نماينده ميخواهد و انجمن معارفى مركب از اشخاصى كه او خود انتخاب كرده و از اشخاصيكه از انجمنهاى ملى انتخاب شده‌اند تشكيل ميدهد و اين انجمن از ميانه خود براى رسيدگى بامور معارفى هيئتى انتخاب مينمايد كه نگارنده نيز جزو آن هيئت مىباشد و اين هيئت بعد از يازده سال كه از تأسيس مكاتب جديد ميگذرد شروع مىكند به نوشتن نظامنامه براى انجمن معارف و پرگرام براى مدارس تمام به حرف و يكقدم بجانب ترقى مدارس برداشته نميشود بلكه در اين سال لطمه بزرگى هم بمدارس مىخورد و آن اينستكه انجمنهاى ملى اغلب به خيال توسعه مدارس ميافتند بىآنكه در نظر بگيرند كه پيش از تهيه معلم و كتاب توسعه دادن بمدارس زيان آن از سودش بر زيادت است انجمنهاى ملى در هر انجمن يكى دو كلاس درس يا زياده تشكيل ميدهند و گمان ميكنند چون كرايه خانه با انجمن است مستخدم هم دارند بخرج جزئى مىتوانند يكى دو معلم بگيرند و مدرسه‌ئى تأسيس نمايند غافل از اينكه آنها مدرسه نميشود و بواسطه متفرّق كردن شاگردان مدارس موجود كه در مدت يازده سال با زحمات و خسارت بسيار داير شده ديگر آنها هم نميتوانند خود را اداره نمايند بلى اين كار شايسته بود در صورتى كه مدارس انجمن مخصوص اكابر بيسواد ميشد كه خواندن و نوشتن فرا بگيرند نه براى